بشنو این نی چون حکایت می کند

بشنو  این نی چون حکایت می کند

بشنو این نی چون حکایت می کند...
از جـدایـی هـا شـکـایـت مـی کـنـد...
________________________________
با سابقه ۷ سال وبلاگ نویسی
شروع وبلاگ نویسی در بلاگفا بهمن ماه ۹۰
نقل مکان از بلاگفا به بیان در شهریور ماه ۹۷

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

مثل های پندآموز

1. آدمی از نوبباید ساخت وز نو عالمی.
2. آدم نترس سر سلامت بگور نمی برد.
3. آدم مال را پیدا می کند، مال آدم را پیدا نمی کند.
4. آدمی را عقل می باید نه زر.
5. آری شتر مست کشد بار گران را سبکتر برد اشتر مست بار(سعدی)
6. آفتاب در ملکش غروب نمی کند.
7. آفتابه لگن شش دست، شام و نهار هیچ چیز.
8. آمدن به ارادت رفتن به اجازت.
9. درویش و غنی بنده این خاک درند       "آنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند"   (سعدی)
10. کسانی که مردان راه حقند        خریدار بازار بی‌رونقند             (سعدی)
11. آنجا رو که بخوانند نه آنجا که برانند.
12. آنجا که بصر نیست چه خوبی و چه زشتی.
13. آنچنان زی که بمیری برهی       نه چنان زی که بمیری برهند.
14. آنچه اندر آینه بیند جوان          پیر اندر خشت بیند پیش از آن.
15. آنچه به خود نپسندی به دیگران مپسند (قانون طلایی)
16. آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.
17. آنچه دلم خواست نه آن شد     آنچه خدا خواست همان شد.
18. آنرا که حساب پاکست از محاسبه چه باک است.
19. آنقدر سمن هست که یاسمن گم است.
20. آنکس از دزد بترسد که متاعی دارد.
21. آنکس که بداند و بداند که بداند          اسب شرف از گنبد گردون بجهاند.
22. آن کس که نکو کرد و بدی دید کدام است.
23. آنکه عیب تو گفت یار تو اوست          وانکه پوشیده داشت مار تو اوست (اوحدی)
24. آه اگر از پس امروز بود فردایی.
25. زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشت زندانی.
26. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
27. منزل دل نیست جای صحبت اغیار         دیو چو بیرون رود فرشته درآید.
28. همه با ماست، چه با ما، که خود مائیم سر تا پا   مثل گشته است در عالم که جوینده است، یابنده
29. چشم باز کردم و غوغای قیامت دیدم            زندگی روز جزائی است که من می دانم
30. تو چون خود کنی اختر خویش را بد          مدار از فلک چشم نیک اختری را
31. درخت تو گر بار دانش بگیرد               به زیر آوری چرخ نیلوفری را
32- قلم در کف دشمن است (سعدی)
33- قناعت توانگر کند مرد را (سعدی)
34- ابر باید که به صحرا بارد زان چه حاصل که به دریا بارد
35- سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند       قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود (سعدی)
36- عزت ز قناعت است و خواری ز طمع     با عزت خود بساز و خواری مطلب (ترجمه از کلمات قصار حضرت امیر (ع))
37- غنیمت دان دمی تا یک دمت هست
38- از هیچ دلی نیست که راهی به خدا نیست
39- امروز توانی و ندانی فردا که بدانی نتوانی
40- جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند         شکسته استخوان داند بهای مومیائی را
41- خوش بود گر محک تجربه آید به میان     تا سیه روی شود هر که در او غش باشد (حافظ)
42- دشمن چه کند چو مهربان باشد دوست (سعدی)
43- دیده اهل طمع به نعمت دنیا                  پر نشود هم چنانکه چاه به شبنم (سعدی)
44- دیگران کاشتند ما خوردیم ما می کاریم دیگران بخورند
45- دشمن دانا به از نادان دوست
46- اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است    تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است (سعدی)
47- عالم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسل (سعدی)
48- تا پریشان نشود کار به سامان نرسد
49- اگر بر آب روی خسی باشی و اگر بر هوا پری مگسی باشی ، دل بدست آر تا کسی باشی (خواجه عبدالله انصاری)
50- تا نگرید ابر کی خندد چمن                   تا نگرید طفل کی نوشد لبن (مولوی)
51- تیغ دادن در کف زنگی مست                به که آید علم را ناکس بدست (مولوی)
52- عاقبت گرگ زاده گرگ شود                 گرچه با آدمی بزرگ شود (سعدی)
53- افتادگی آموز اگر طالب فضلی            هرگز نخورد آب زمینی که بلند است (سعدی)
54- از کوزه همان برون تراود که در اوست
55- از اسب افتاده ایم اما از اصل نیفتاده ایم
56- اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد (سعدی)
57- عالم آنکس بود که بد نکند            نه بگوید به خلق و خود نکند (سعدی)
58- علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد (سعدی)
59- لاف از سخن چون در توان زد               آن خشت بود که پر توان زد (نظامی)
60- مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال (سعدی)
61- میان بلا بودن به از کنار بلا است
62- آهسته برو پیوسته برو
63- میان دو تن جنگ چون آتش است           سخن چین بدبخت هیزم کش است (سعدی)
64- آنها دو نفر بودند همراه ، ما صد نفر بودیم تنها
65- سخن اگر زر است سکوت گوهر است
66- اگر گفتن سیم است خاموشی زر است
67- ای تهی دست رفته در بازار                  ترسمت پر نیاوری دستار (سعدی)
68- مرد باید که در کشاکش دهر                  سنگ زیرین آسیا باشد (سعدی)
69- مرا دردی است اندر دل که گر گویم زبان سوزد    وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
70- گناه کردن پنهان به از عبادت فاش (سعدی)

نیکی را به نیکی پاسخ دادن کار خران است  بدی را به بدی پاسخ دادن کار سگان است  بدی را به نیکی پاسخ دادن کار خواجه عبدالله انصاری است

  • ۹۱/۰۵/۱۵
  • حمیدرضا ش.آ

مثل های پندآموز

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی