بشنو این نی چون حکایت می کند

بشنو  این نی چون حکایت می کند

بشنو این نی چون حکایت می کند...
از جـدایـی هـا شـکـایـت مـی کـنـد...
________________________________
با سابقه ۷ سال وبلاگ نویسی
شروع وبلاگ نویسی در بلاگفا بهمن ماه ۹۰
نقل مکان از بلاگفا به بیان در شهریور ماه ۹۷

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۲۲ مطلب توسط «آقای اصلی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

خودشناسی از آن واژه هایی است که معمولا انسانها با آن آشنایی دارند ولی منظور از این کلمه را آنطور که باید توجه کنند درنیافته اند واقعا خودشناسی چیست؟ سوال را کلی تر مطرح کنم انسان کیست؟ ما انسان را چگونه می بینیم؟ آیا انسان همین بدن است؟ یا حقیقت چیز دیگری است؟ نگاه ما به انسان چگونه است؟ این سوال های اساسی  برای هر انسانی مطرح است و انسانها در پیگیری این سوالها به طیف های مختلفی تقسیم می شوند و با پاسخی که به آن سوالها می دهند در واقع جهان بینی خود را نیز مشخص می کنند.

سوالهایی که برای انسانها مطرح است عبارتند از: خدا کیست؟خداچیست؟ انسان کیست؟جهان چیست؟

در واقع جواب به این سوالها نوع جهان بینی فرد رانیز تعیین می کند چنانچه سه حقیقت فوق را مادی معنی و تفسر کند جهان بینی او مادی خواهد بود و منظور این افراد از خود شناسی بدن شناسی است چون حقیقت انسان را در همین بدنی که از گوشت و استخوان و پی تشکیل شده است می دانند و هیج اعتقادی به روح و بعد معنوی انسان دارند از نگاه این گروه علم ُادراک ُ عاطفه ُ احساس ُعشق و هیجان های روحی فعل و انفعالات خون در سلسله رگهای عصبی و مغز می باشد برای انسان در این نگاه گذشته (قبل از دنیا) و آینده ای (بعد از دنیا) وجود ندارد جامی شاعر و عارف ایرانی نگاه این گروه را به انسان در ابیات زیر آورده است.

حد انسان به مذهب عامه           حیوانیست مستوی القامه
پهن ناخن برهنه تن از موی         به دوپا رهسپر به خانه و کوی
هر که را بنگرند کاینسان است     بگمانشان رسد که انسان است

  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰
ای هواهای تو خدا انگیز
وی خدایان تو خدا آزار

ره رها کرده ی از آنی گم
عز ندانسته ی از آنی خوار

علم کز تو تو را نستاند
جهل از آن علم  به بود صد بار

غول باشد نه عالم آنکه از او
بشنوی گفت و نشنوی کردار

ده بود آن نه دل که اندر وی
گاو خر باشد و ضیاع و عقار

کی در آید فرشته تا نکنی
سگ زدر دور و صورت از دیوار

افسری کان نه دین نهد بر سر
خواهش افسر شمار و خواه افسار
  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰

من کیستم؟

من کیستم؟

ای دوستان ای دوستان من کیستم من کیستم
ای بلبلان بوستان من کیستم من کیستم؟
لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من
گر لفظ خیزد از میان من کیستم من کیستم
بگذشته ام از اسم و رسم مر خویش را بینم طلسم
آیا شود گردد عیان من کیستم من کیستم
اطوار خلقت را ببین انوار رحمت را ببین
در این جهان بیکران من کیستم من کیستم
گاهی چرا آشفته ام گاهی چرا بشکفته ام
گاهی نه این هستم نه آن من کیستم من کیستم
شادان و خندانم چرا ؟ گویان و بریانم چرا؟
بهر چه خواهم آب و نان من کیستم من کیستم
دست و دهان و گوش چیست عقل و شعور و هوش چیست
در حیرتم از جسم و جان من کیستم من کیستم
این است دائم پیشه ام کز خویش در اندیشه ام
گشته مرا ورد زبان من کیستم من کیستم
این درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه
دردم بود ای همرهان من کیستم من کیستم
ای آسمان و ای زمین ای آفتاب نازنین
ای ماه و ای ستارگان من کیستم من کیستم
ای صاحب دار وجود ای پادشاه فضل و جود
ای از توام نام و نشان من کیستم من کیستم
دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو
از بند رنجم وا رهان من کیستم من کیستم
تا کی حسن نالد چو نی تا کی بگرید پی به پی
گوید به صد آه و فغان من کیستم من کیستم؟!
از اشعار علامه حسن زاده آملی

  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰

اخلاص بر دو قسم است اول خلوص دین و طاعت از برای خدای تعالی  دوم خلوص خود  رااز برای او.
و ما امروا  الا لیعبدوالله مخلصین له  الدین  بر قسم اول دلالت دارد  و آیه الا عباد الله المخلصین و حدیث نبوی  من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه بر قسم دوم اخلاص دلالت دارد.
به عبارت دیگر قسم اول خلوص ، اخلاص در اعمال و اطاعت است و قسم دوم اخلاص در ذات است و کسی که به این درجه از اخلاص برسد در فرهنگ قران از مخلصین بفتح لام می باشد  و از و یژپیهای برخوردار می گردد که دیگران از ان بی نصیب هستند.
اول آنکه به نص قرآن شیطان به هیچ وجه بر ایشان تسلط و اقتداری ندارد فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم  المخلصین (بفتح لام) بدیه است که این استثناء  تشریعی نیست بلکه بواسطه اقتدار ذاتی مخلصین(بفتح لام) در مقام توحید دیگر شیطان رات قدرتی نبوده و به علت ضعف و ناتوانی خود نمی تواند در این مرحله به انان دست یابد . باری چون مخلصین خود را برای خدا خالص نموده به هر چیز که می نگرند خدا را می بینند و شیطان به هر قسم و کیفیتی برای ایشان ظهور کند باز با نظر الهی در آن شیئ می نگرند و استفاده الهیه می کنند بنابر این شیطان از اول امر نزد این گروه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و تسلیم می شود و الا شیطان ذاتش برای اغواء بنی آدم است و کسی نیست که بخواهد به کسی ترحم نموده و دست از اضلال او بردارد.
دوم  این گروه از محاسبه محشر آفاقی و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند  در قرآن کریم آمده است که:
ونفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله  از این آیه بطور حتم بدست می آید که بطور اجمال جماعتی از فزع و صعقه قیامت در امان هستند و چون به آیه : فانهم لمحضرون - الا عبادالله المخلصین (بفتح لام) ضمیمه گردد معلوم می شود آن گروه که از صعقه قیامت در امان هستند عبارتند از :بتدگان مخلص بفتح لام  خدا ُزیرا بندگان مخلص به یک معنی دارای اعمالی نیستند تا آنان را برای حساب آن در عرصه قیامت حاضر سازند  آنان بواسطه مراقبت و ریاضات شرعیه در جهاد انفسیه  کشته شده و به حیات ابدی پیوسته اند و از قیامت عظمی انفسیه عبور کرده اند.
سوم انچه از ثواب و اجر به هر کس برسدودر روز قیامت به او عطا شود در مقابل عمل او خواهد بود  مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیه بر ایشان ماوراء طور پاداش عمل است  و ما تجزون الا ما کنتم تعملون   -الا عبادالله المخلصین
چهارم ُ آنان دارای مقامی منیع و منصبی رفیع و مرتبه  ای عظیمند که بتوانند حمد و سپاس ذات احدیت و ثنای الهی را کما هو حقه همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است بجا آورند : سبحان الله عما یصفون -الا عبادالله المخلصین (بفتح لام)

  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰

توصیف دنیا

دوست عزیزم آقای  مطلب رضازاده که  ذوق سرشار و طبع لطیف دارد بر من منت گذاشته بعضی اشعار و غزل های روح القدسی خود را به این جانب ارسال می کند که از خواندن آنها لذت می برم من هم دوتا از آنهارا جهت استفاده در این صفحه قرار می دهم.

۱

همین دنیا گرفت از من نشاط و شادمانی را
عصا بر دست من داد گرفت از من جوانی را


شب و روزم خرید از من بهایش قول فردا داد
بنام زندگی کردن گرفت آن زندگانی را

جوان بودم دمادم ساز چاکر نوکری می زد
چرا الان نمی بینم از او شیرین زبانی را

به هر فرصت دل ما را به مهرش آشنا می کرد
غریبی می کند دیگر ندارد مهربانی را

عروسی ماند این دنیا که مهرش عمر انسان است
جوان ها بشنوند از ما چنین سر نهانی را

بصد آرایشی آید دلت را لرزه اندازد
هزارا ن دانه می چیند به یک چشمک پرانی را

بزرگان گفته اند دنیا زراعت گاه عقبی هست
تو هم ای فاطمی بس کن به دنیا بد گمانی را

  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰

۱-هرگز ناز پروردگی کودک را بهانه برای سوء تربیت و اخلاق کودک قرار ندهید که فردا پشیمانی خواهید داشت.

۲-فرزند باید آزاد باشد ولی دلیلی ندارد که هر گونه هوس بی معنی را محقق کند و هر خواسته ای را جامه عمل بپوشاند.

۳-لحن دوستانه بهتر از لحن آمرانه فرزندتان را به را ه می آورد.

۴-اگر فرزند شما زور گو و خشن است راه وارد آوردن صدمه او را به دیگران سد کنید.

۵- ذکر داستان های اخلاقی و هشدار دادن های به موقع عامل موثری برای تربیت فرزند است.

۶-برنامه زندگی را از همان دوران خردسالی از روی نقشه و عاقلانه انجام دهید که برای فردا دشواری نخواهید داشت.

۷-در خواستن اخلاق حسنه برای فرزندتان تردید نکنید ولی روش کارتان به گونه ای نباشد که اخلاق او به ضد اخلاق تبدیل گردد.

۸-اگر تشخیص دادید با شوه ها و طرز فکر و حدود اطلاعات خود قادر به اصلاح فرزند نیستید در این رابطه از دیگران کمک بگیرید و امر تربیت را مهمل نگذارید.

۹-برخورد شما با فرزند نوجوان و بالغ تان به گونه ای دیگر است او دیگر وزیر و  مشاور شماست. حد او را نگهدارید.

۱۰-در همه احوال وضع حال و آینده او را در نظر گیرید و خود را به جای او بگذارید تا معلوم گردد او چگونه جوانی باید باشد.

  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰
  • حضرت امام خمینی (س) در خصوص برکات ماه های مبارک رجب ،شعبان و رمضان می فرمایند :شرافت این سه ماه در زبانها و در بیانها و در عقلها و در فکرها نمى‏گنجد.ایشان در یکی از سخنرانی های خود در هفتم خرداد ماه 1362 که در ایام ماه مبارک شعبان قرار داشتند ،بیان می دارند : مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف الهى و از بزرگترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند،مى‏توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند.
  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

 دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک شعبان یادداشتی را از مقام معظم رهبری درباره مناجات شعبانیه بازنشر داده است:
بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
دعا، وسیله‌ى مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‌ى انسان ضعیف و جاهل با منبع فیاض علم و قدرت است، و بشر بى‌رابطه‌ى روحى با خدا و بدون عرض نیاز به غنى بالذات، در عرصه‌ى زندگى سرگشته و درمانده و هدر رفته است؛ «قل ما یعبؤا بکم ربىّ لولا دعاؤکم».

  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

مناجات

نفس من بگرفت سرتا پای من
گر نگیری دست من ای وای من

جمله ترسند از تو من ترسم زخود
کز تو نیکی دیده ام از خویش بد

ای گنه آموز و عذر آموز من
سوختم صد ره چه خواهی سوز من

من ز غفلت صد گنه را کرده ساز
تو عوض صد گونه  رحمت داده باز

چون ندانستم خطا  کردم ببخش
بردل و بر جان پر دردم ببخش

عفو کن دون همتی های مرا
محو کن بی حرمتیهای مرا

مبتلای خویش و حیران توام
گر بدم ور نیک من زان توام

منطق الطیر عطار

  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

 یک هشدار جدی از آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی درخصوص احوال مرگ می گوید:
 اما اینکه حضرت باری تعالی در قران فرمود: ﴿فلاتموتن الاّ و انتم مسلمون﴾ نهی از مرگ که یک امر اضطراری است، به لحاظ آن قیدی است که امر اختیاری است. به کسی نمی‌شود گفت نمیر! اما می‌شود گفت: کافر نمیر! اصل موت امر ضروری است؛ چون ﴿کل نفس ذائقة الموت﴾ و انسان محکوم موت است. نمی‌شود به کسی گفت نمیر، اما می‌شود گفت کافر نمیر، مسلمان بمیر! خب چگونه انسان مسلمان می‌میرد؟ تا اسلام ملکه نباشد به همراه انسان رحلت نمی‌کند و نمی‌آید. فرمود: ﴿فلا تموتن الاّ و أنتم مسلمون﴾ این ضمن اینکه از این حقیقت به توصیه یاد کرده است، مرگ را گوشزد کرده است، فرمود: مبادا بی‌دین بمیرید.

  • آقای اصلی