بشنو این نی چون حکایت می کند

بشنو  این نی چون حکایت می کند

بشنو این نی چون حکایت می کند...
از جـدایـی هـا شـکـایـت مـی کـنـد...
________________________________
با سابقه ۷ سال وبلاگ نویسی
شروع وبلاگ نویسی در بلاگفا بهمن ماه ۹۰
نقل مکان از بلاگفا به بیان در شهریور ماه ۹۷

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۱ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰
چگونه خود را اصلاح کنیم؟
در پاسخ به پرسش فوق، لازم است به چند مطلب توجه شود:

  • همه علوم به انسان‌شناسی نیازمند هستند.
یکم. همه علوم مطرح در حوزه یا دانشگاه مستقیم یا غیرمستقیم به انسان شناسی نیازمند است. زیرا عنصر محوری علوم انسانی «هویت انسان» است. علوم تجربی هم با انسان شناسی ارتباط مستقیم ندارد؛ ولی برای انسان لازم است. مهندسی که خانه، شهر، خیابان و... می‏سازد، به دنبال زندگی بهتر برای انسان است و اخترشناس، زمین‏شناس، گیاه‏شناس، جانورشناس یا معدن‏شناس، همه برای بهره‏برداری بهتر انسان از این منابع تلاش می‏کنند.
بر این اساس، علوم مطرح در حوزه یا دانشگاه، بدون انسان‏شناسی، یا خود، ناقص هستند یا کارایی و کارآمدی آنها دچار نقص است. از این‏رو بخش وسیعی از آیات قرآن در پی معرفی هویت انسان و عوامل اصلی سازنده انسانیت اوست، پس اگر ما خود را نشناسیم، از علومی که فرامی‏گیریم، بهره ‏ای نمی‏بریم.
  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.
به روایت سلیم بن قیس
سلیم بن قیس می‌گوید:
از ابن‌عباس شنیدم که می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:
"وصیت می‌کنم تو را که بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائکه برای من وصف کردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.
پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت کرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."
پس ابوبکر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:
تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

راهی به حقیقت ۳

باید یک توضیحی راجع به تقلید که در نوشتار قبل مطرح شد بدهم چون احتمال سوءاستفاده از آن می رود دین اسلام دو بخش عمده دارد اعتقادات و فروع دین در بخش فروع دین تقلید به حکم عقل و از باب رجوع به متخصص اشکالی ندارد گرچه مطلوب این است که همه در فروع دین نیز مجتهد بوده و احکام دین را خودشان بدست بیاورند. اما در باب اصول دین و اعتقادات تقلید جایز نیست و هر فردی خود باید با ادله ای که قابل پذیرش برای عقل است نسبت به شناخت اصول اعتقادی اقدام نماید و از دین تقلیدی که جامعه و خانواده به او داده اند نجات پیدا کند غالب انسانها دارای دین موروثی و تقلیدی هستند و حال آنکه خداوند و رسول خدا و ائمه علیهم السلام بر این نکته تاکید دارند که انسانها عقاید خودشان را باید با استدلال و دلیل های قابل پذیرش برای عقل به اثبات برسانند.
  • آقای اصلی
  • ۱
  • ۰

راهی به حقیقت ۲

شک راهی است که به حقیقت ختم می شود از شک نباید ترسید البته دو گونه شک داریم یک موقع انسان شکاک شده و در همه چیز شک می کند و دراین شک خود توقف می کند این همان شک گرایی و سوفسطایی بودن است ما این شک را توصیه نمی کنیم این شک ویرانگر بوده و باعث آشفتگی زندگی می شود . ولی یک وقت انسان شک می کند تا به حقیقت برسد در این حال شک را معبر و دالانی قرار که باید از او بگذرد و به حقیقت برسد در واقع  این شک سکوی پرش بسوی حقیقت است  این شک است که مقدس می باشد وشک دکارت و غزالی از این نوع بوده که از آنها قهرمان علمی ساخته و نامشان جاودانه در تاریخ می درخشد.

بر خلاف شک نوع اول که دارندگان آن شک در تاریخ نام خوبی از خود به یادگار نگذاشته اند و تحت عنوان شک گرایان و سوفسطاییان شناخته می شوند در قسمت قبل بطور مختصر با یکی از قهرمانان میدان حقیقت -دکارت- آشنا شدیم در این قسمت با ابو حامد محمد غزالی که سرگذشت عبرت انگیزی دارد آشنا خواهیم شد البته چیزی که باعث شد تا من به این مهم بپردازم کتاب المنقذ من الضلال غزالی بود از سالها پیش من با این آشنایی داشتم ولی اخیرا انتشارات مولی -خدایشان خیر دهد- که یکی از ناشرین موفق در انتشار کتاب های معارف و عرفان و فلسفه است کتاب المنقذ من الضلال را با کیفیت خوب همراه با ترجمه سید ناصر طباطبایی چاپ کرد کتاب المنقذ من الضلال توصیف حالت درونی غزالی است و مشقتی است که آن را پشت سر گذاشت.

  • آقای اصلی
  • ۰
  • ۰

راهی به حقیقت ۱

در دنیا دو نفر  از دانشمندان که در همه علوم زمان خود استاد بودند و در دانسته های خود شک کرده و حسیات و عقل را قابل اعتماد ندانستند دکارت و غزالی است و جالب اینکه این دو هر کدام متعلق به دین و سرزمین جداگانه هستند یکی از این دو نفر دکارت است که متعلق به کشور فرانسه و جهان غرب است و دیگری غزالی است که متعلق به جهان اسلام است و هر دو سر نوشت شگفت و حیرت انگیزی دارند.

  • آقای اصلی